معنی مظفر حسينميرزا
5 بازدید
[ مُ ظَفْ فَ حُ سَ ] (اِخ) از شعرای معاصر شاه صفی و فرزند سنجر ميرزا که از مادر به شاه طهماسب و از پدر به شاه نعمتاللََّه ولی ميرسد. او و پدرش را به سعايت بدگويان به امر شاه صفی کور میکنند. از اوست: دل مرغ چمن از غنچهٔ تصوير نگشايد طلسم غنچه از بازيچهٔ تزوير نگشايد به آن نازکميان سستپيمان بستهام عهدی که تا خونم نريزد از ميان شمشير نگشايد حريف بدگمانی نيستم هر چند ميدانم که جز آيينه کس چشمی برويش سير نگشايد. ايضاً: از شوق تير غمزهٔ ابروکمان خويش پرواز کرده مرغ دلم ز آشيان خويش. و رجوع به مجمعالفصحاء ج1 ص56 و تذکرهٔ نصرآبادی ص10 و 11 شود.
کلمات همقافیه با «مظفر حسينميرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر