معنی مظفر حسين
5 بازدید
[ مُ ظَفْ فَ حُ سَ ] (اِخ) شاعری از کاشان و از معاصران شاه عباس بوده از اوست: ای دل که به آزادی خود خرسندی غافل که اسير خود به صد پيوندی چون مرغ قفس که با قفس گردانند عالم گشتی و همچنان دربندی. و نيز از اوست: خونم به جوش آمده تا خون گرفتهای من خون گرفتهام تو چرا خون گرفتهای. رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی صص164 -165 شود.
کلمات همقافیه با «مظفر حسين»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ين» برای سرودن شعر