معنی مطيع للََّه

معنی مطيع للََّه

7 بازدید
[ مُ عُ لِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) فضل‌بن‌ جعفر المقتدر باللََّه‌بن معتضد عباسی مکنی به‌ ابوالقاسم (301 -364 هـ . ق). بيست و سومين خليفهٔ عباسی بعد از خلع مستکفی‌ باللََّه. به سال 334 هـ . ق. به خلافت رسيد. در ايام او فتور و سستی در امور خلافت بالا گرفت. و او را از خلافت جز خطبه‌ای که به نام‌ او می‌خواندند نبود. ديلميان بر همه جا مستولی شدند و کليهٔ امور بوسيلهٔ آنان انجام‌ می‌يافت. او در آخر خلافت بيمار گرديد و از خلافت کناره‌گيری کرد و پسرش الطائع باللََّه‌ را خليفه ساخت و پس از دو ماه درگذشت. در دوران خلافت او حجرالاسود از قرامطه به‌ بيت بازگردانده شد و اشعاری از مطيع باقی‌ مانده است. (از اعلام زرکلی ج 2 ص‌772).

کلمات هم‌قافیه با «مطيع للََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید