معنی مطيعا
6 بازدید
[ مُ ] (اِخ) نصرآبادی آرد: از تبارزهٔ ساکن عباسآباد اصفهان است. مردی در کمال برشتگی و آرام، دلنشين خاطرها و مقبول دلها بود. هرگز قدم از طريق ادب بيرون ننهاد. اوقات به تجارت ميگذرانيد به هند رفته پسرش در آنجا فوت شده اعراض کرده بيمار به اصفهان آمده فوت شد. يکی از اشعارش اين است: آهی که مرا از دل پر درد برآيد چون شاهسواريست که از گرد برآيد برگشتن ما يکجهتان از تو محال است از معرکهٔ عشق مگر گرد برآيد. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص391).
کلمات همقافیه با «مطيعا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عا» برای سرودن شعر