معنی مضی ما مضی
6 بازدید
[ مَ ضا مَ ضا ] (ع جملهٔ فعليه) گذشت آنچه گذشت. (غياث) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گذشته گذشت: معهذا مضی ما مضی اگر بارو خراب کند و خندق بينبارد... (تاريخ رشيدی). اگر باز نيت صحيح کند و بخدمت استقبال قيام نمايد درس مضی ما مضی بر جرايم او خوانيم. (جهانگشای جوينی).
کلمات همقافیه با «مضی ما مضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر