معنی مضايقت
6 بازدید
[ مُ یَ / یِ قَ ] (از ع، اِمص) تنگی و جور و تعدی. (ناظمالاطباء). دشواری و سختی. (ناظمالاطباء). دريغ و بخيلی و گرفتگی و گرفتهگيری و عدم همراهی. (ناظمالاطباء). تنگ گرفتن. دريغ کردن. (يادداشت مؤلف): گفتند مضايقتی نيست. (کليله و دمنه). آتش حسرت و بار محنت او بدان مضايقت و مناقشت زيادت کردند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص205). و رجوع به مضايقه و مضايقه شود.
کلمات همقافیه با «مضايقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر