معنی مضايقه

معنی مضايقه

7 بازدید
[ مُ یَ قَ ] (ع مص) مضايقه. مضايقت. با کسی تنگ فراگرفتن. (زوزنی). با کسی تنگ گرفتن کار. (تاج المصادر بيهقی) (دهار). با هم دشواری کردن و تنگ گرفتن. {P(1) -لکلرک در ترجمهٔ اين کلمه در همين‌عبارت «srtiv seL» [ فرانسوی بمعنی جام‌ها و شيشه‌ها را آورده است ] . (از يادداشت مؤلف). P}{P(2) -قرآن 9/30. P}&{$21037$}(منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تنگ‌ فراگرفتن کار، و با لفظ داشتن مستعمل است. (آنندراج). دشواری کردن با کسی و تنگ‌ گرفتن. (ناظم‌الاطباء). و رجوع به مضايقت و مضايقه شود.
[ مُ یَ / یِ قَ / قِ ] (از ع، اِمص) مضايقه. مضايقت. خودداری و سخت‌گيری‌ در دادن چيزی يا کردن کاری. تنگ گرفتن و سخت‌گيری کردن. دريغ کردن. خويشتن‌داری. دريغ داشتن. (يادداشت‌ مؤلف): با دوستان مضايقه در عمر و مال نيست‌ صدجان فدای يار نصيحت‌نيوش‌ کن.حافظ. - مضايقه داشتن؛ مضايقه کردن در انجام‌ دادن کاری. خودداری کردن از عملی. دريغ‌ داشتن از کاری‌: در کار ما مضايقه‌ای داشت ناخدا کشتی به نوح و رخت به طوفان گذاشتيم. وحشی (از آنندراج). - مضايقه کردن؛ بقدر مقدور کار نکردن و اشکال و دشواری آوردن و مشکل کردن. (ناظم‌الاطباء). خودداری کردن از انجام دادن‌ کاری برای کسی و دريغ کردن از دادن چيزی‌ به کسی‌: وصل تو را به جان و دل، می‌خرم و نمی‌دهی‌ بيش مکن مضايقه، چون که رسيد مشتری. خاقانی. عميدالملک را وکيل کرد تا خواهر خليفه از برای او خطبه کند. خليفه در آن قضيه مضايقه‌ می‌کرد. (سلجوقنامهٔ ظهيری چ خاور ص‌21). به جان مضايقه با دوستان مکن سعدی‌ که دوستی نبود هرچه ناتمام کنند.سعدی. رسد چو قطره به دريا يکی هزار شود به جان مضايقه با تيغ آبدار مکن. صائب (از آنندراج). - با مضايقه؛ با بخالت و گرفته‌گيری و عدم‌ همراهی. - بی‌مضايقه؛ بقدر مقدور و بقدر امکان و به‌ اندازه‌ای که می‌تواند. (ناظم‌الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مضايقه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید