معنی مصنعه

معنی مصنعه

4 بازدید
[ مَ نَ / نُ عَ ] (ع اِ) آبگاه. (يادداشت‌ مؤلف). جای گرد آمدن آب باران. (منتهی‌ الارب) (ناظم‌الاطباء). آب‌انبار. مصنع. (منتهی الارب). آبگير. ج، مصانع. (مجمل‌اللغه) (ترجمان‌القرآن جرجانی‌ ص‌89). حوض بزرگ. (ترجمان‌القرآن‌ جرجانی ص‌89) (مجمل‌اللغه). حوض بزرگ‌ يا جايی که برای آب کشيدن کنند. ج، مصانع. (مهذب‌الاسماء). || ده. (منتهی الارب). قريه. ج، مصانع. (اقرب الموارد). || هر بنای محکم و استوار از قصر و قلعه و جز آن. ج، مصانع. || طعام. || دعوت که برادران‌ را به سوی طعام خوانند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم‌الاطباء).
[ مَ نَ عَ ] (ع اِ) مصنعه. آب‌انبار. آبگير. آبگاه. گودی که آب باران را در آن‌ نگاه دارند. (از يادداشت مؤلف): قلعهٔ سميران... آب مصنعه دارد... قلعهٔ خواران... آب مصنعه دارد... خرمه... آب مصنعه دارد. (فارسنامهٔ ابن‌البلخی ص‌159). هوای آن‌ [ آباده ] معتدل است و آب از مصنعه است. (فارسنامهٔ ابن‌البلخی ص‌157).

کلمات هم‌قافیه با «مصنعه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید