معنی مصلحتکار
6 بازدید
[ مَ لَ حَ ] (ص مرکب) کسی که از روی مصلحت کار ميکند. || کسی که بهتر کار ميکند. (ناظمالاطباء). نکوکار. || زيرک و دانا در کارها. || سزاوار مشورت و پند. (ناظمالاطباء).
کلمات همقافیه با «مصلحتکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر