معنی مصلحتبينی
5 بازدید
[ مَ لَ حَ ] (حامص مرکب) صفت و حالت مصلحتبين. تعقل و تأمل در نيک و بدکارها. ديدن و انديشيدن صلاح کار و مقتضای حال. در مصلحت و اقتضای کار نگريستن و انديشه کردن. صوابديد: رند عالمسوز را با مصلحتبينی چهکار کار ملک است آنکه تدبير و تأمل بايدش. حافظ. و رجوع به مصلحتبين شود.
کلمات همقافیه با «مصلحتبينی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر