معنی مصلحتخانه
6 بازدید
[ مَ لَ حَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آنجا که در صلاح صواب کار انديشه و غور کنند. مجلس رايزنی و چارهانديشی و مشاورت. || مجلسی که ناصرالدينشاه قاجار در سال 1276 هـ . ق. داير کرد و رياست آن را به اعتمادالدوله عيسیخان که از وجوه قاجار و منسوب مادری خود بود سپرد. اعضاء اين مجلس عمومیتر از مجلس شورای وزراء (هيأت دولت) بودند و برخی مستوفی و ملا و نويسنده هم در جزو آنان ديده میشد، و چون فرمان چنين بود که در ديگر ولايات نظير آن تأسيس گردد معلوم میشود که غرض شاه داير کردن چيزی شبيه انجمنهای ايالتی و ولايتی بوده است. ولی معلوم نيست که اين مجلس عملی انجام داده است يا خير. (تاريخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاريه تأليف عبداللََّه مستوفی ج1 ص126). در جميع ولايات برای مقاولات امور عامهٔ اهالی که در سال {$21022$}سيزدهم از جلوس (جلوس ناصرالدينشاه) مطابق يک هزار و دويست و هفتاد و شش هجری به عمل آمد. (المآثر و الآثار ص118).
کلمات همقافیه با «مصلحتخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر