معنی مصفاه
6 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) پالونه. (منتهی الارب). مصفات. پالونه و ترشیپالا. ج، مصافی. (ناظمالاطباء). پالونه. (دهار). ج، مصافی. (مهذبالاسماء). - عظم مصفاه؛ آهيانه. (يادداشت مؤلف). استخوان غربالی: هو [ ای عاقرقرحا ] شديدالتنقيح لسدد المصفاه و الخشم. (تذکرهٔ ابنبيطار ج3 ص116). رجوع به مصفات (اصطلاح پزشکی) شود.
کلمات همقافیه با «مصفاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر