معنی مصفا

معنی مصفا

7 بازدید
[ مُ صَ‌فْ فا ] (ع ص) مصفی. تصفيه‌شده. پاک‌شده. پاکيزه‌گشته. (يادداشت‌ مؤلف). پاک و صاف، چون شراب مصفا و عيش مصفا. (آنندراج). پاک. تميز. پاکيزه. روشن. بی‌آلودگی. بی‌آلايش. عاری از آلودگيها و پليديها. بی‌شائبه‌: تا زين جهان به صبر برون نايی‌ چون يابی آن جهان مصفا را؟ناصرخسرو. آبی است جهان تيره و بس ژرف بدو در زنهار که تيره نکنی جان مصفا.ناصرخسرو. مرغ از شبستان حرم ميوه ز بستان ارم‌ گردون ز دستان کرم شير مصفا ريخته. خاقانی. گرانسايه زير سبکروح بهتر چو سنگ سيه زير آب مصفا.خاقانی. چو مريم سرفکنده ريزم از طعن‌ سرشکی چون دم عيسی مصفا.خاقانی. هرآينه چون مرآت حکم از زنگار غرض و ميل مصفاست واثقم که اگر تفحص بسزا رود همه حال برائت و ذمت من ظاهر گردد. (انوار سهيلی). نيست به بزم زمانه عيش مصفا شيشهٔ گردون می زلال ندارد. شيخ‌العارفين (از آنندراج). - مصفا شدن؛ پاک شدن. خالی شدن. تصفيه شدن. تهی گشتن‌: خانه از موش تهی کی شود و باغ ز مار مملکت از عدوی خرد مصفا نشود. منوچهری. - || صافی شدن. پاک و بی‌آلايش‌ گشتن. پاکيزه شدن. بی‌آلايش گشتن‌: با خصم گوی علم که بی‌خصمی‌ علمی نه پاک شد نه مصفا شد.ناصرخسرو. - مصفا کردن دل (ضمير)؛ پاکيزه نمودن. پاک ساختن. صافی گردانيدن. خالی ساختن‌ از بديها و پليديها: بر گنج نشسته‌ست گرد حجت‌ جان کرده منقا و دل مصفا.ناصرخسرو. بر آستان کعبه مصفا کنم ضمير زو نعت مصطفای مزکا برآورم.خاقانی. - مصفا گرديدن (گشتن)؛ تصفيه شدن. پاک‌ شدن. پالوده گشتن‌: دگر ره چون مصفا گردد آن خون‌ وز او خون سپيد آيد به بيرون.؟

کلمات هم‌قافیه با «مصفا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید