معنی مصراعی

معنی مصراعی

4 بازدید
[ مِ ] (حامص) حالت و چگونگی‌ مصرع يا صارع. برزمين‌افکندگی‌: ببايد دانست که مصراعی نه ملکهٔ نفسانی باشد که با وجود آن در قوت ادراک صارع صناعت‌ {P(1) -به معنی مطلق شهر و مملکت نيز ايهام دارد. P}{$21008$}کشتی گرفتن نيک داند و بر آن قادر بود و نه‌ ملکهٔ قوت تحريک که در اعضاء بسبب ادمان‌ راسخ شده باشد و تحريک آن بر وجهی که‌ مؤدی به مطلوب بود با وجود آن ملکه آسان‌ باشد چه آن ملکه‌ها از نوع دوم بود از کيفيات‌ بل هيأتی بود در اعضاء که با وجود آن قابل‌ انعطاف و انحناء نباشد به آسانی. (اساس‌الاقتباس ص‌45).

کلمات هم‌قافیه با «مصراعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید