معنی مصران
5 بازدید
[ مِ ] (اِخ) به صيغهٔ تثنيه، شهر کوفه و شهر بصره. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از غياث). کوفه و بصره که عراقان نيز نامند. (مهذبالاسماء).[ مُ ] (ع اِ) قسمی از خرمای هيچکاره. (از آنندراج) (ناظمالاطباء). - مصرانالفار؛ نوعی از خرمای هيچکاره. (منتهی الارب). - مصرانالفاره؛ نوعی است از خرمابن. (مهذب الاسماء). || جِ مصير. (منتهی الارب) (ناظمالاطباء) (بحر الجواهر). جِ مصير، به معنی روده. (آنندراج). رجوع به مصير شود.
کلمات همقافیه با «مصران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر