معنی مصراع

معنی مصراع

5 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) نيمهٔ در که به هندی کوار است. (منتهی الارب). يک لنگه از دو لنگهٔ در. ج، مصاريع. (ناظم الاطباء). يک پاره از دو پارهٔ دری دولختی. (المعجم ص‌30)... تختهٔ در را گويند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). يک لت از دو لت در. لت. لخت. لنگهٔ در. (يادداشت مؤلف). طبقه. طبق. ج، مصارع. (مجمل‌اللغه). مصراع و مصرع هر دو درست‌ است به معنی يک تخته در که آن را لخت در و طبقهٔ در نيز گويند. و به هندی کوار نامند. (از غياث) (آنندراج): درِ آتشکده بکندند و آن دو مصراع بودند از طلا و آن را برکندند و به پيش حجاج بردند. (ترجمهٔ تاريخ قم‌ ص‌90).|| (اصطلاح عروض) نيم‌بيت. (دهار). نيم‌بيت شعر. (مهذب الاسماء). نيمهٔ شعر. (منتهی الارب). يک لنگه از شعر. (ناظم‌ الاطباء). هر نيمه از دو نيمهٔ بيت که در متحرکات و سواکن به هم نزديک باشند و هر يک را بی ديگری بتوان انشا و انشاد کرد. (المعجم ص‌30). نيمهٔ بيت را از آن جهت‌ مصراع خوانند که همچنانکه از در دو طبقه هر کدام طبقه را که خواهند باز و فراز توان کرد بی ديگری نتواند بود و چون هر دو طبقه را به‌ هم فرازکنند يک در باشد، از بيت نيز هر کدام‌ مصراع را که خوانند بی ديگری بيت نتواند بود. (غياث) (آنندراج). مصراع نصف بيت را گويند. در اصطلاح بلغا آن است که از سه‌ قالب يا چهار قالب مرکب شده باشد، کمتر و بيشتر روا نيست که آن از قبيل نظم نبود، اگرچه منقول است که بزرگی يک مصراع‌ برحسب قانون و مصراع دوم دراز گفته: مصراع اول: آب را و خاک را بر سر زنی سر نشکند. مصراع دوم: آب را و خاک را يک جا و اندر هم کنی‌ خشتی پزی... (از کشاف اصطلاحات الفنون). يک نيمهٔ شعر. نصف يک بيت، چنانکه «چو ايران نباشد تن من مباد» يک مصراع است و مصراع دوم آن «بدين بوم و بر زنده يک تن‌ مباد» باشد که جمعاً يک بيت‌اند و مصراع‌ صحيح است و به اين معنی ظاهراً «مصرع» در عربی نيامده است. (يادداشت مؤلف). صاحب آنندراج گويد: رنگين، موزون، تند، شوخ، بلند، رسا، برجسته از صفات و انگشت، سر، نخل، کوچه از تشبيهات مصراع‌ است. (از آنندراج):

کلمات هم‌قافیه با «مصراع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید