معنی مصدری
6 بازدید
[ مَ دَ ] (ص نسبی) متعلق و منسوب به مصدر. (ناظم الاطباء). رجوع به مصدر شود. - وجه مصدری؛ در دستورهای قديم، فعلی را میگفتند که به صورت اسم (مصدر) درآمده باشد و غالباً متعاقب صيغهٔ مطلوب يکی از افعال بايستن، يارستن، توانستن، خواستن، شايستن و... درآيد، چون: نخواهم شنيدن، نيارم گفتن، نتوانم رفتن، نبايد بستن. در استعمال اين صورت در قديم بيشتر مصدر کامل به کار بوده است ولی امروزه بيشتر با مصدر مرخم يا مخفف به کار میرود: نبايد گفت، نشايد شنيد، نيارست ديد، نخواهد رفت و... : اشک حافظ خرد و صبر به دريا انداخت چه کند سوز غم عشق نيارست نهفت.
کلمات همقافیه با «مصدری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر