معنی مصدری

معنی مصدری

6 بازدید
[ مَ دَ ] (ص نسبی) متعلق و منسوب به مصدر. (ناظم الاطباء). رجوع به‌ مصدر شود. - وجه مصدری؛ در دستورهای قديم، فعلی را می‌گفتند که به صورت اسم (مصدر) درآمده باشد و غالباً متعاقب صيغهٔ مطلوب‌ يکی از افعال بايستن، يارستن، توانستن، خواستن، شايستن و... درآيد، چون: نخواهم‌ شنيدن، نيارم گفتن، نتوانم رفتن، نبايد بستن. در استعمال اين صورت در قديم بيشتر مصدر کامل به کار بوده است ولی امروزه بيشتر با مصدر مرخم يا مخفف به کار می‌رود: نبايد گفت، نشايد شنيد، نيارست ديد، نخواهد رفت‌ و... : اشک حافظ خرد و صبر به دريا انداخت‌ چه کند سوز غم عشق نيارست نهفت.

کلمات هم‌قافیه با «مصدری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید