معنی مصافدر
4 بازدید
[ مَ دَ ] (نف مرکب) که صف لشکر در ميدان جنگ بشکند. مصافشکن. صفشکن. صفدر: هر يک به گاه حمله چو صرصر مصافدار مر حمله را چو سد سکندر مصافدر. سوزنی. و رجوع به مصافشکن شود.
کلمات همقافیه با «مصافدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر