معنی مشک اندودن
6 بازدید
[ مُ / مِ اَ دَ ] (مص مرکب) به مشک پوشاندن چيزی را تا معطر و خوشبوی شود. مشک ماليدن: شب خلوت که وقت عشرت بود عرق و عود کرد و مشک اندود.سعدی.
کلمات همقافیه با «مشک اندودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر