معنی مشک بر داغ افشاندن
6 بازدید
[ مُ / مِ بَ اَ دَ ] (مص مرکب) مشک بر داغ ريختن و بستن و افشاندن، کنايه از تازه ساختن داغ از برای آنکه التيام نپذيرد. (آنندراج): مشک بر داغ دلسوختگان افشاند سرمه چون از کف مژگان سياهش ريزد. فطرت (از آنندراج). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «مشک بر داغ افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر