معنی مشک افشاندن
6 بازدید
[ مُ / مِ اَ دَ ] (مص مرکب) مشک بيختن. مشکافشانی کردن. پراکندن مشک. خوشبوی ساختن. عطرافشان کردن: چنان کز خواندنش فرخ شود رای ز مشک افشاندنش خلخ شود جای.نظامی. نفسش بر هوا چو مشک افشاند رطب تر ز نخل خشک افشاند. نظامی (هفتپيکر چ وحيد ص8).
کلمات همقافیه با «مشک افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر