معنی مشکينسرشت
5 بازدید
[ مُ / مِ سِ رِ ] (ص مرکب) هر چيزی که دارای طبيعت مشک بود و بوی مشک دهد. (ناظم الاطباء). خوشبوی چون مشک. به مشک سرشتهشده: درآمد به مشکوی مشکينسرشت چو آب روان کآيد اندر بهشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «مشکينسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر