معنی مشکينزلف
6 بازدید
[ مُ / مِ زُ ] (ص مرکب) که زلفش چون مشک باشد به رنگ و به بوی: نگار لالهرخانی و ماه مشکينزلف بلای لعبت چينی و حور سيمبری.سوزنی. و رجوع به مشک و مشکين و ترکيبهای آن دو شود.
کلمات همقافیه با «مشکينزلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر