معنی مشکيندهان
6 بازدید
[ مُ / مِ دَ ] (ص مرکب) آنکه دهانش بوی مشک دهد: تو عنبرين نفس به سر روضهٔ رسول وز ياد تو ملائکه مشکيندهان شده.خاقانی. و رجوع به مشک شود.
کلمات همقافیه با «مشکيندهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر