معنی مشکينشکن
4 بازدید
[ مُ / مِ شِ کَ ] (اِ مرکب) جعد مشکين. پيچ و خم زلف چون مشک به بوی و به رنگ: وآن اسيران که به زنجير خم زلف تواَند هم به مشکين شکن زلف تو باشند اسير. سوزنی.
کلمات همقافیه با «مشکينشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر