معنی مشکينخط
5 بازدید
[ مُ / مِ خَ ] (ص مرکب) مشکينکلاله. و مشکينکمند از اسماء معشوق است. (بهار عجم) (آنندراج). که خط او چون مشک باشد به رنگ و بوی: هيچ شک مینکنم کآهوی مشکين تتار شرم دارد ز تو مشکينخط آهوگردن.سعدی. || (اِ مرکب) خط سياهی که تازه در رخ معشوق دميده باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مشکين و ترکيبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «مشکينخط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خط» برای سرودن شعر