معنی مشکوک
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) گمانکردهشده در کار. (آنندراج). گمانکردهشده و مبهم. و در گمان و محتمل و غيريقين و غيرمعلوم و غيرمحقق و شبههدار و احتمالی. (ناظم الاطباء). چيزی که دربارهٔ آن شک کنند. گمانکردهشده. چون لفظ شک مصدر لازم است بايد اسم مفعولش با حرف جر «مشکوکفيه» آيد، اما در فارسی بدون حرف جر هم استعمال شود. (از فرهنگ نظام). در تداول فارسی گاهی بجای «شاکّ» (اسم فاعل) استعمال گردد. - مشکوک بودن؛ در گمان بودن. (ناظم {P(1) -صاحب انجمنآرای ناصری آرد: از اين بيت که صاحب جهانگيری شاهد آورده معنی بتخانهٔ مشهور مفهوم نمیشود، زيرا که آزر و مانی بتخانه نساختند که منسوب بديشان کنند مگر معنی نگارخانه که دفتر نقاشی و صورتگری ايشان بوده آن را بتخانه گفتند. P}{P(2) -مشکو در اين ترکيب اضافی، حشو و يا ناشی از تساهل و يا بمعنی دوم و يا نام مکانی بوده که بر ما معلوم نيست، که در صورت دوم و سوم شاهد اين معنی نخواهد بود. P} {P(3) -روشنک. P}{P(4) -بمعنی حرمسرا هم ايهام دارد. P}{P(5) -ز شبيخون وفا. P}{P(6) -در فهرست مخزن الادويه ص66«شوصرا» معنی شده، ولی شوصر و شوصرا و شواصرا بمعنی آهوی تازهشاخبرآورده است. P}&{$20969$}الاطباء). - مشکوک شدن؛ در گمان شدن و شک کردن و شبهه کردن. (ناظم الاطباء). - مشکوکٌفيه؛ که در آن ترديد راه يافته است. که يقين در آن نيست. دارای شبهه و گمان: بعضی احاديث نبوی را بهواسطهٔ اختلاف حال راويان، مشکوکفيه ميدانند. || نيزهزدهشده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشکوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر