معنی مشکشم
4 بازدید
[ مُ / مِ شَمم ] (ص مرکب) خوشبوی. که بوی مشک دهد: اکنون صبای مشکشم آرد برون خيل و حشم.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «مشکشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر