معنی مشک‌طرامشير

معنی مشک‌طرامشير

5 بازدید
[ مُ / مِ طَ ]۱ (اِ مرکب)۲گياهی است از تيرهٔ نعنائيان که خودروست و آن را ريحان‌الارض و ديقطامون نيز گويند. مشک‌طرامشيع. توضيح اينکه اين گياه در حقيقت يکی از گونه‌های پودنه است... مؤلف‌ عقار اين کلمه را معرب از مشک ترمشير ايرانی دانسته است. (از فرهنگ فارسی‌ معين). گياهی از خانوادهٔ لابياسه‌۳ و از گياهان‌ بومی جزيرهٔ کرت است و در طب قديم اين‌ گياه را مانند داروی نافع جراحات‌۴می‌شناختند. (از لاروس). بهتر آن بود که با سرخی و زردی زند. قوت و مزاجش به پودنهٔ کوهی نزديک است. ليک از او لطيف‌تر است‌ و دارويی بزرگ است حيض آوردن را و کودک از شکم بياوردن را. و رطوبتهای غليظ و لزج را که اندر سينه بود به آسانی براندازد و او گرم است و خشک و اندر درجهٔ دوم و بهتر هندی بود. (الابنيه چ دانشگاه ص‌316). فودنج بستانی. پودنهٔ بستانی‌۵. بقلهالغزال. (يادداشت مؤلف). قسمی از پودنه و قوی‌تر از اقسام آن است. برگش انبوه و بزرگ‌تر از برگ‌ پودنهٔ بری و باخشونت و مايل باستداره و چون گوسفند از آن بخورد شير او برنگ خون‌ شود. (از فهرست مخزن الادويه).

کلمات هم‌قافیه با «مشک‌طرامشير»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ير» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید