معنی مشقر

معنی مشقر

5 بازدید
[ مُ شَ‌قْ قَ ] (اِخ) موضعی است در بلاد عرب. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). قله‌ای است قديمی به بحرين. (از منتهی‌ الارب). جائی است در بحرين (از المعرب‌ جواليقی ص‌38). حصاری است بين نجران و بحرين. و گويند بانی آن طسم بوده. و در بالای تلی بلند واقع شده و حصار بنی‌سدوس‌ مقابل آن است و گويند اين حصار از بناهای‌ سليمان‌بن داود است. (از معجم البلدان). و رجوع به المعرب جواليقی ص‌38 و 41 و عقدالفريد ج‌4 ص‌132 و تاريخ‌الحکماء ابن‌القفطی ص‌367 و معجم البلدان شود.
[ مُ شَ‌قْ قَ ] (ع اِ) پنگان. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). || قدح بزرگ. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). || خيک‌ چرمين. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط).
[ مُ شَ‌قْ قَ ] (اِخ) يوم‌المشقر؛ يوم‌الصفقه. يکی از ايام عرب. رجوع به مجمع‌ الامثال ميدانی ص‌766 و صفقه شود.

کلمات هم‌قافیه با «مشقر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید