معنی مشقشق
7 بازدید
[ مُ شَ شِ ] (ع ص) اسم فاعل از شَقْشَقه. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). کسی که برابر ديگر بر سکو و دکانی نشيند و آن دو هر يکی بيتی در جواب ديگری خوانند۲. (يادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). و مسقسق هم گفتهاند که در جای خود شرح شده است و گويند مسقسق از کلام غرباء است و معنی آن نرم کردن کلام برای مکر و حيله است... (از محيطالمحيط). || آنکه آواز را برای مکر و حيله پست کند مثل گنجشک. (يادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مشقشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر