معنی مشروبات
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) چيزهای آشاميدنی و قابل شرب. (ناظم الاطباء). جِ مشروب. آشاميدنيها: هرچه بدان احتياج خواست داشت از مطعومات و ملبوسات و مشروبات تا آب و بقول و توابل و... ترتيب کرده با خود روانه گردانيد. (ترجمهٔ محاسن اصفهان چ اقبال ص 11). - مشروبات الکلی؛ آن دسته از آشاميدنیها که دارای الکل بوده اعم از تخميرشدگان، مانند: شراب و آبجو و جز اينها، و يا تقطيرشدگان، مانند: عرق، کنياک، ويسکی و غيره. - مشروبات غيرالکلی؛ نوشابههايی که الکل ندارند، مانند: ليموناد، سودا، پپسیکولا، کوکاکولا، کانادادرای و جز اينها.
کلمات همقافیه با «مشروبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر