معنی مشخ
7 بازدید
[ مَ ] (اِ) مشق. اعم از چيزی نوشتن بسيار و کارهای ديگر. (برهان). دستور و دستورالعمل مشق و نوشتن خط و ديگر کارها. (ناظم الاطباء). تلفظ عاميانهٔ مشق عربی. (حاشيهٔ برهان قاطع چ معين). || ورزش. || دستورالعمل حرکت سپاهيان. (ناظم الاطباء). به همهٔ معانی رجوع به مشق شود.
کلمات همقافیه با «مشخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شخ» برای سرودن شعر