معنی مشتبه
5 بازدید
[ مُ تَ بِهْ ]۴ (ع ص) مشکل و نامعلوم. درهم. مبهم. مشکوک. پوشيده. در اشتباه. نامعلوم. (از ناظم الاطباء). مشکل. ملتبس. کار پوشيده. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): آنگاه گفت که حق آن است که شبهت را بردارد از مشتبه. (جامع الحکمتين ص 114). حجت خسرو به خصم تيغ بگويد از آنک حق که نه با حجت است مشتبه و عاطل است. عماد شهرياری. || (اصطلاح درايه) حديثی است که مراجعهکننده در سند آن اشتباه کرده و يکی از روات را ديگری تصور کند مثل اينکه محمدبن احمد را مثلاً احمدبن محمد خيال کرده و يا ابوبصير يحيی را ابوبصير ليث پندارد. و اين غير از متشابه است. || شبيه به هم. متشابه: {/Bوَ جَنََّاتٍ مِنْ أَعْنََابٍ وَ اَلزَّيْتُونَ وَ اَلرُّمََّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشََابِهٍ . 27-386:99/}(قرآن 6/99).
کلمات همقافیه با «مشتبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر