معنی مشتبه شدن
8 بازدید
[ مُ تَ بِهْ شُ دَ ] (مص مرکب) در شک افتادن و در شبهه درآمدن و درهم و برهم شدن و پوشيده شدن. (ناظم الاطباء). اشتباه شدن. مشتبه گشتن. و رجوع به مشتبهگشتن شود.
کلمات همقافیه با «مشتبه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر