معنی مشتبک
4 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) چيزی بيکديگر درآمده و درآميخته و درهم. (آنندراج) (از منتهی الارب). آميخته و درهم درآمده. و مانند شبکه ساخته شده. (ناظم الاطباء): اواصر لحمت و وثايق قربت مستمر و مشتبک شده. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 طهران ص 306).
کلمات همقافیه با «مشتبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر