معنی مسوره
5 بازدید
[ مِسْ وَ رَ ] (ع اِ) تکيهجای چرمين. (منتهی الارب) (آنندراج). تکيهگاه چرمين. متکای چرمين. (ناظم الاطباء). بالش چرمين. (مهذب الاسماء). بالش نشستنی. نهاليچه. (زمخشری). بالش چرمين. (مهذب الاسماء). بالش تکيه. ج، مساور. و رجوع به مسور شود.[ مُ سَوْ وَ رَ ] (ع ص) تأنيث مسور. صاحبسور. دارای باره. محصور. (يادداشت مرحوم دهخدا). || (اصطلاح منطق) قضيهٔ مسوره يا قضيهٔ محصور، قضيهای است که موضوع آن بطور کل يا بعض معين شده باشد و بر چهار قسم است: موجبهٔ کليه، موجبهٔ جزئيه، سالبهٔ کليه و سالبهٔ جزئيه. (اساس الاقتباس ص 83).
کلمات همقافیه با «مسوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر