معنی مسجدلو
5 بازدید
[ مَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان منجوان بخش خدا آفرین شهرستان تبریز. واقع در ۳۴هزارگزی جنوب باختری خداآفرین و ۲۵هزارگزی راه شوسهٔ اهر به کلیبر. ۱۴۹ تن سکنه دارد. آب آن از دو رشته چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان هیر، بخش مرکزی شهرستان اردبیل. واقع در ۲۴هزارگزی جنوب اردبیل و ۶هزارگزی شمال راه شوسهٔ خلخال به اردبیل. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل. واقع در ۴۲هزارگزی مغرب گرمی و ۲۷هزارگزی راه شوسهٔ گرمی به اردبیل. آب آن از چشمه و رودخانهٔ درآورد و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشگین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو. واقع در ۳۴هزارگزی مغرب خیاو و ۱۰هزارگزی راه شوسهٔ خیاو به اهر. آب آن از مشگین چای و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چالداران بخش سیه چشمه شهرستان ماکو. واقع در ۱۱هزارگزی جنوب غربی سیه چشمه و ۶هزارگزی مغرب راه ارابه رو خزرلی به گل آشاقی. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «مسجدلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر