معنی مسجدسلیمان

معنی مسجدسلیمان

5 بازدید
[ مَ جِ سُ لَ / لِ ] (اِخ) یکی از بخشهای شهرستان اهواز که محدود است از شمال به بخش قلعه زراس و رودخانهٔ کارون، از جنوب به بخش هفتگل، از مغرب به شهرستان شوشتر، از مشرق به بخشهای انده و قلعه زراس. منطقه ای است کوهستانی با هوای گرمسیر که بواسطهٔ وجود کوههای خشک و گچی و فقدان آب و جنگل و وزش بادهای سوزان، هوای تابستان آن بسیار گرم و طاقت فرسا است و در اغلب سالها درجهٔ حرارت هوا در تابستان به ۵۸ درجهٔ سانتیگراد رسیده است. رودخانهٔ کارون از این بخش می گذرد و آب مورد احتیاج اهالی از آن تأمین می گردد. این بخش از نظر وجود معادن نفت یکی از نقاط پرارزش کشور است، و تاکنون در حدود ۲۵۰ حلقه چاه نفت در آن حفر شده است. راههای اسفالتهٔ متعددی در نقاط مختلف بخش احداث گردیده است. مرکز بخش شهر مسجدسلیمان است که در حدود ۳۰هزار تن سکنه دارد. این بخش از ۶ دهستان به نامهای حومه، زیلائی، ترکه دز، جهانگیری، تل بزان، بیک مهد تشکیل شده و جمعاً دارای ۹۷ آبادی است. سکنهٔ بخش به اضافهٔ نفوس شهر در حدود ۵۱هزار تن است. و قرای مهم آن عبارت است از: چشمه علی، باور صاد، خواجه آباد و شیخ آباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «مسجدسلیمان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید