معنی مستکنة
4 بازدید
[ مُ تَ کِ نْ نَ ] (ع ص) تأنیث مستکن. پنهان. پوشیده. نهفته. رجوع به مستکن و استکنان شود: فینفع من وجع الظهر و.... الریاح المستکنة فیها. (ابن البیطار). || (اِ) کینه و حقد. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مستکنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر