معنی مستکن
4 بازدید
[ مُ تَ کِ ن ن ] (ع ص) نعت فاعلی از استکنان. پوشیده و در پرده گردنده. (از منتهی الارب). مستتر. (از اقرب الموارد). پنهان شده. نهفته. و رجوع به استکنان شود.[ مُ تَ کَ ن ن ] (ع ص) نعت مفعولی از استکنان. || ساکن. متوطن : آن دو گرگانی و دو رازی و دو ولوالجی سه سرخسی و سه کاندر سغد بوده مستکن. منوچهری.
کلمات همقافیه با «مستکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر