معنی مستعین
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعانة. اعانت خواهنده و مددجوینده. (غیاث) (اقرب الموارد). یاری خواهنده. مددخواهنده. کمک خواهنده. یاری طلب. یاری جو. یاری خواه : چه گوئی بود مستعین مستعان گر نباشد چنین مستعین مستعان را. ناصرخسرو. منم مستعین محمد به مشرق چه خواهی از این مستعین محمد. ناصرخسرو. ای همه هستی که هست از کف تو مستعار نیست نیازی که نیست بر در تو مستعین. خاقانی. ای فلک را رفعت تو مستعار مستعانم شو که هستم مستعین.خاقانی. و رجوع به استعانة شود.
کلمات همقافیه با «مستعین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر