معنی مستعینباللََّه
5 بازدید
[ مُ تَ نُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب ابراهیم بن علی بن عثمان بن یعقوب مرینی، مکنی به ابوسالم، از ملوک بنی مرین در مغرب اقصی. در حدود سال ۷۶۰ هـ . ق. در مغرب با او بیعت شد و بعد از وقایع بسیاری که برای او رخ داد پس از دو سال و سه ماه و پنج روز به سال ۷۶۲ به قتل رسیده. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۴۶ از الاستقصاء و الحلل الموشیة و جذوةالاقتباس).[ مُ تَ نُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب احمدبن یوسف بن احمدبن سلیمان بن محمدبن هود، چهارمین تن از ملوک هود در اندلس. وی به سال ۴۷۸ هـ . ق. بعد از درگذشت پدرش به حکومت رسید و در عهد او جنگهای سختی رخ داد و سرانجام در سال ۵۰۳ در یکی از جنگهایی که در بیرون شهر سرقسطة با دشمنان خود می کرد بقتل رسید. (از الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۱ ص ۲۵۹ از ابن خلدون و نفح الطیب).
کلمات همقافیه با «مستعینباللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر