معنی مستعیر
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استعارة. عاریت خواهنده. (غیاث) (اقرب الموارد). عاریت خواه. عاریت کننده. بعاریت خواهنده : او چراغ خویش برباید که تا تو بدانی مستعیری ای فتی.مولوی (مثنوی). رجوع به استعارة شود. - مستعیرالحُسن؛ نام مرغی است. (منتهی الارب). || منفرد و تنهاشده. (اقرب الموارد). || آنچه به خلقت شبیه گورخر باشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مستعیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر