معنی مستعین باللََّه

معنی مستعین باللََّه

6 بازدید
[ مُ تَ نُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب احمدبن محمدبن معتصم بن هارون الرشید، مکنی به ابوالعباس، دوازدهمین تن از خلفای عباسی. وی به سال ۲۱۹ هـ . ق. در سامراء متولد شد و در همین شهر اقامت گزید و در سال ۲۴۸ بعد از درگذشت المنتصربن المتوکل در همین شهر با وی بیعت شد. در عهد خلافت او شورشهای بسیاری در سرزمین خلافت رخ داد از جمله برخی از مردم شورشی توانستند المعتز را که در سامراء زندانی بود از زندان رها سازند و با او بیعت کنند و برای کشتن المستعین روانهٔ بغداد گشتند. المستعین چون چنین دید از خلافت کناره گرفت و در اوایل سال ۲۵۲ با گرفتن مقداری از اموال همراه خانوادهٔ خود رهسپار شهر واسط گشت و بعد از ده ماه از آنجا به القاطول منتقل شد و بدست حاجب المعتز بنام سعیدبن صالح بقتل رسید. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۹۳ از الیعقوبی و الطبری و المسعودی و ابن الاثیر).
[ مُ تَ نُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب سلیمان بن حکم بن سلیمان بن عبدالرحمان الناصر اموی، مکنی به ابوایوب. دوازدهمین خلیفهٔ اموی در اندلس اسپانیا. وی به سال ۳۵۴ هـ . ق. متولد شد و در سال ۳۹۹ بعد از بقتل رسیدن عمش هشام بن سلیمان با او بیعت شد و لقب المستعین باللََّه گرفت. در سال ۴۰۳ وارد قرطبه شد و در آنجا به الظافر بحول اللََّه نیز ملقب گشت. او در سال ۴۰۷ هـ . ق. بدست علی بن حمود حاکم طنجه و سبته بقتل رسید و با درگذشت وی مدت هفت سال ذکر بنی امیه بر منابر اندلس متروک گشت. المستعین باللََّه شخصی ادیب و شاعر بود. (از الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۳ ص ۱۸۴ از البیان المغرب و جذوةالمقتبس).
[ مُ تَ نُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب سلیمان بن محمدبن هودبن عبداللََّه بن موسی، مولای ابوحذیفهٔ جذامی، مکنی به ابوایوب و مؤسس دولت آل هود در اندلس. وی به سال ۴۱۰ هـ . ق. هنگامی که حکومت امویان در اندلس رو بضعف گذاشته بود بر شهر تطیلة مستولی گشت و سپس برخی شهرهای دیگر را نیز تصرف نمود و به سال ۴۳۱ هـ . ق. سرقسطة را نیز اشتغال کرد و به سال ۴۳۸ ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۳ ص ۱۹۶ از البیان المغرب و ابن خلدون).
[ مُ تَ نُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب عباس بن محمدبن ابی بکربن سلیمان، مکنی به ابوالفضل، از خلفای دولت عباسی ثانی در مصر. به سال ۸۰۸ هـ . ق. بعد از درگذشت پدرش با وی بیعت شد. به سال ۸۱۵ توسط اتابک شیخ محمودی با داشتن عنوان خلافت در قلعهٔ جبل بازداشت شد و بعد از یک سال از خلافت نیز خلع گشت و به زندان اسکندریه منتقل شد و در سال ۸۳۳ هـ . ق. در سن چهل سالگی در این شهر به مرض طاعون درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۳۹ از تاریخ الخمیس و التبرالمسبوک و الضوءاللامع).

کلمات هم‌قافیه با «مستعین باللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید