معنی مستجیر
7 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استجارة. || پناه جوینده و زنهارخواهنده. (غیاث) (آنندراج). زینهارخواه. زنهارخواه. امان خواه. پناه برنده. پناه گرفته. پناهنده : ایمن از شر امیران و وزیر در پناه نام احمد مستجیر.مولوی (مثنوی). المستجیر بعمرو عند کربته کالمستجیر من الرمضاء بالنار. (امثال و حکم دهخدا). - مستجیر باللََّه؛ پناه برنده به خدا. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دادخواه. (ناظم الاطباء). || پناه و پناه دهنده. (غیاث) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مستجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر