معنی مستبضع
5 بازدید
[ مُ تَ ضِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استبضاع. بضاعت سازندهٔ چیزی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آنکه اموال خود را مرتب می کند تا آنها را در بازار برای فروش عرضه دارد. - امثال: کمستبضع تمر الی هجر (هجر مرکز خرمای بسیار باشد). (ناظم الاطباء). رجوع به استبضاع شود.
کلمات همقافیه با «مستبضع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضع» برای سرودن شعر