معنی مسافرت
4 بازدید
[ مُ فَ رَ ] (ع اِمص) مسافرة. سفر. سفار. سفرکردگی و بیرون شدگی از خانه و وطن خود موقتاً به جایی دیگر که پس از چند زمانی بازگردد و مراجعت کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به مسافرة شود.
کلمات همقافیه با «مسافرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر