معنی مساعیر
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مِسعار. (ناظم الاطباء). مساعر. || برانگیزندگان شدتهای حرب و اشتعال نایرهٔ آن و افروزش نارها: ابوعبداللََّه طائی با مساعیر عرب مقدمهٔ لشکر ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۹). با قومی که مشاهیر انجاد و مساعیر اعداد بودند روی به طائی آورد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۱).
کلمات همقافیه با «مساعیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر