معنی مساحن
8 بازدید
[ مَ حِ ] (ع اِ) جِ مِسحنة. (اقرب الموارد). رجوع به مسحنه شود. || سنگ زر و نقره. (منتهی الارب). سنگی است که بدان سنگ طلا و نقره را بشکنند. (اقرب الموارد). || سنگریزهٔ تنک که بدان آهن را تیز کنند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مساحن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حن» برای سرودن شعر